ارتباط سکس و عشق

خرید بک لینک

ارتباط سکس و عشق

تا زمانی که ما فرضیاتی غلط در مورد سکس در ذهن خود داریم امکان ندارد که چیزی را در مورد عشق درک کنیم. این خودِ انرژی جنسی است که در حالت متحول شده اش به عشق تبدیل می شود.

کود به خودی خود بد بو است ولی همینکه کود را در باغچه پخش کنیم و در آنجا بذر بکاریم، بذرها جوانه می زنند و گیاه می شوند و آن گیاهان گل می دهند و عطر آن گلها همه جا را معطر می سازد. این همان بوی بد کود است که به عطر گل تبدیل می شود. انرژی جنسی می تواند به عشق تبدیل شود. کسی که با انرژی جنسی دشمن است، چگونه قادر است این انرژی را تصعید و پالایش کند؟ این انرژس جنسی است که به عشق تبدیل می شود.

سوال) آیا منظورتان این است که عشق یک مادر به فرزندش هم انرژی جنسی است؟

جواب) در تجربۀ سکس 3 سطح وجود دارد. 1) جسمانی 2) روانی، ذهنی و قلبی 3) روحانی

1) سکس در سطح جسمانی: مردی نزد زنی روسپی می رود. تجربه ای که او دارد نمی تواند عمیق تر از سطح جسمانی باشد. زن روسپی می تواند بدنش را بفروشد، ولی قلبش را نمی تواند. راهی برای فروختن روحش نیز وجود ندارد. مرد دیگری تجاوز می کند. تجاوز فقط در سطح جسمانی روی می دهد. تجربۀ اولیۀ سکس هرگز عمیق تر از سطح جسم نیست و کسانی که در آنجا می ایستند هرگز تمامی سکس را تجربه نخواهند کرد.

در ازدواج های بدون عشق، سکس در سطح جسمی باقی می ماند. ازدواج ها فقط می توانند دو بدن باشند و نه هرگز دو روح. ولی چنین ازدواج هایی یک مزیت دارند. در مقایسه با ذهن و قلب، بدن ثبات بیشتری دارد. این چنین ازدواج هایی می توانند برای تمام عمر دوام بیاورند. جوامعی که فکر کردند که باید ازدواج ثابت و محکمی داشته باشند و تک همسری را حفظ کنند باید بدون عشق سر می کردند زیرا عشق از دل زاده می شود و چیزی بی ثبات است. در جوامعی که ازدواج بر اساس عشق صورت می گیرد، طلاق امری غیر قابل اجتناب است و ازدواج ها متزلزل هستند. اگر سنگی را در باغچه داشته باشی، عصر هم سنگ در همان مکانی است که صبح بود ولی یک گل صبح می شکفد و عصر پژمرده می شود. گل یک موجود زنده است. زاده می شود، قدری زندگی می کند و سپس خواهد مرد. بین رفتن نزد زنی روسپی و ماندن در یک ازدواج بدون عشق، تفاوت زیادی وجود ندارد. وقتی که عشق نباشد، ازدواج یک خرید است. چه برای یک شب و چه برای تمام عمر.

2) سکس در سطح روانی، ذهنی و قلبی: زوج هایی که نخست عاشق می شوند و سپس ازدواج می کنند، تجربۀ جنسی آنان قدری عمیق تر از سطح جسمانی است. سکس آنان در قلب است و به ژرفای روان می رسد. ولی به سبب تکرارها، پس از مدتی این نیز به سطح بدنی باز می گردد. در سکس ذهنی ثبات وجود ندارد. ذهن امروز چیزی را می خواهد و فردا چیز دیگری را درخواست می کند.

شخصی قبل از اینکه ازدواج کند با بیش از 70 زن رابطۀ صمیمانه داشت. وقتی پس از مراسم ازدواج دست در دست تازه عروس از کلیسا بیرون می آمد، زنی زیبا را می بیند که در حال گذر بود. او برای لحظه ای زن جدیدش را از یاد برد و مجذوب آن زن شد. با خود گفت ای کاش می توانستم او را هم داشته باشم.

ذهن ناپایدار است و با چیزی که تنها یک لحظه پیش احساس می کرد کاملا فرق دارد. متوسط پایداری ازدواج ها در غرب 2 سال است و این نیز می تواند به دو ساعت هم برسد. ذهنیت انسان می تواند ظرف حتی یک ساعت نیز تغییر کند.

کسانی که خواهان جوامعی با نظم و ثبات بودند اجازه ندادند که سکس به سطح روانی برسد. آنان گفتند: ازدواج مهم است، نه عشق. اگر از این ازدواج عشقی رویید چه خوب، وگرنه بگذار اوضاع همین که هست باشد.

ثبات فقط در سطح جسمانی ممکن است و در سطح روانی بسیار دشوار است ولی تجربۀ سکس در سطح روانی عمیق تر است.

3) سکس در سطح روحانی: در سطح روح هرگز تغییری وجود ندارد. در آنجا همه چیز ابدی است، همه چیز آرام است. تجربۀ سکس در این مرحله است که مورد نیاز است. می خواهم معنایی معنوی به سکس بدهم. عشق مادر به فرزندش نیز بخشی از سکس روحانی است. کودک برای 9 ماه در رحِم باقی می ماند. هستی او با هستی مادر یگانه است. شوهر برای یک لحظۀ کوتاه با زن یگانه می شود ولی فرزند به مدت 9 ماه با مادر یکی است. برای همین است که صمیمیتی که مادر با پسرش دارد حتی با شوهر خود نیز ندارد. هیچ شوهری هرگز قادر نیست آن رضایت عمیقی را به زنش بدهد که یک کودک می تواند به او ببخشد. شکوه و زیبایی تمام شخصیت یک زن وقتی متجلی می شود که زن یک مادر شود. رابطۀ وجودین زن با فرزندش بسیار عمیق است برای همین وقتی که یک زن مادر می شود، علاقه اش به سکس کمتر می شود. او شهدی عمیق را چشیده است، مادر بودن را. او دیگر علاقۀ زیادی به سکس نخواهد داشت. پس از مادر شدن، جاذبۀ زن برای سکس ناگهان فرو می نشیند.

چرا زن پس از اینکه مادر شد چنین رضایتی بدست می آورد؟ به این دلیل که او سکس را در سطحی روحانی با فرزندش تجربه کرده است. وقتی رابطۀ زن با شوهرش به چنین عمقی برسد، آن شوهر دیگر برایش یک فرزند خواهد بود. آیا می دانید که چرا دست های مرد ناخودآگاه به سمت سینه های زن حرکت می کند؟ این همان دستهای کودکی خردسال است که به سمت سینه های مادرش دراز شده است.

وقتی یک مرد از عشقی عمیق سرشار می شود، یک فرزند پسر می شود. ولی دستان زن کجا می روند؟ دست های زن به سمت سر مرد دراز می شوند و موهای او را نوازش می کند. برای همین است که اگر عشق در سطح روحانی کاملا شکوفا شود، شوهر در نهایت یک فرزند پسر می شود. رابطه بین مادر و فرزند نیز رابطه ای جنسی و روحانی است و زمانی که چنین رابطه ای جا افتاد، رضایت تجربه می شود. بنابر این فکر نکنید در رابطۀ مادر و فرزند ابداً جنسیت وجود ندارد، بلکه جنسیت معنوی درآن است.

«این فقط جنسیت معنوی است که می تواند عشق خوانده شود»

«لحظه ای که سکس روحی و معنوی شود به عشق تبدیل می شود»

ليست رفتارهاي مخرب بدهكاران گمنام DA...

ما را در سایت ليست رفتارهاي مخرب بدهكاران گمنام DA دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: چهارشنبه 26 دی 1397 ساعت: 8:28

صفحه بندی